@ مجله اینترنتی رییس @ - داستان پسر و دختر

جملات کوتاه زیبا گالری عکس و والیبرhdدرایران گالری عکس و والیبرhdدرایران تبلیغات
  • نویسنده :
  • جمعه هفتم تیر 1392 ساعت: 22:35


  • داستان پسر و دختر




    http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

    http://rozup.ir/up/biya/Pictures/vqae89p4gwdp2l55kc1.gif




    پـسر دختـر زیبـایی را دیـد ، شیـفتش شـد . جنـد
    ساعـتی با هم تـو خیـابون قـدم میـزدن کـه یـهو
    بنــز گــرون قیـمت جلـوی پـاشـون تـرمـز زد . دختره
     به بسره گفت : خوش گذشـت ! ولـی نـمیتونـم
     همیـشه بیـاده راه بــرم بای ... نشسـت تـوی
    ماشیـن ، راننده بهش گفت : خانـم ببخشیـد
    مـن رانـنـده ایـن آقـا هستـم لطفـا پیــاده شیـد .


     دختر: خونه داری؟
    پسر: نه...
    دختر حرفشو قطع میکنه: بی ام و داری؟
    پسر: نه...
    چقدر حقوق میگیری؟
    ... پسر: حقوق ندارم آخه...
    دختر: برو گمشو چی فکر کردی به من پیشنهاد دادی؟ و میره
    پسر با خودش می گه:
    من چندتا ویلا دارم خونه واسه چی؟ یه پورشه با یه بنز دارم بی ام و
    دوست ندارم. چجوری حقوق بگیرم وقتی خودم مدیر شرکتم؟
    و اینگونه بود که پسر رفت و دختر ( تـــــُـــرشید )

    دختر :شنیدم داری ازدواج می کنی ..مبارکه..خوشحا­ل شدم شنیدم..
    پسر :مرسی..انشااله قسمت شما!!
    دختر:می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام??
    پسر:چی می خوای??
    دختر:اگه یه روز صاحب یه دختر شدی می شه اسم منو بذاری روش??
    پسر:چرا??می خوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم??
    دختر:نه..آخه دخترا عاشق باباهاشون می شن..می خوام بفهمی چقدر عاشقت بودم..♥♥♥

    ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﻋﻤﻞ ﻗﻠﺐ ﺩﺍﺭﻡ؟
    ﭘﺴﺮ: ﺁﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ
    ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ؟
    ﭘﺴﺮ ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮ
    ﻣﯿﮕﺮﺩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﺪ ﻭ
    ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ
    ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
    ...
    ...
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ،ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ
    ﻫﻮﺵ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ،ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ
    ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ
    ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ
    ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﯽ
    ﺩﺧﺘﺮ: ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ﮔﻔﺖ ﮐﻪ
    ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ
    ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ؟
    ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ
     ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻧﮓ ﺁﺭﺍﻣﺶ
    ﺑﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ
    ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﮐﯽ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﻭ
    ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ؟
    ﺩﺧﺘﺮﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﭘﺴﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ
    ﺩﯾﺪﮔﺎﻧﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ،ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ؟
    ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎ!ﺭﻓﺘﻪ

    Info Panel Internet Magazine به پاس حرمت قلم و اندیشه، در صورت كپی برداری از این مطلب منبع آن را نیز ذکر کنید.


    مجله اینترنتی Info panelکسب درآمد از وبلاگ یا وب سایت

    مجله اینترنتی Info panelبزرگ ترین و متنوع ترین فروشگاه محصولات




    http://rozup.ir/up/biya/Pictures/vqae89p4gwdp2l55kc1.gif





    دسته بندی :
    نظرات پست
    نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات