@ مجله اینترنتی رییس @ - فقط محض خنده ( سری دوم 2 )

جملات کوتاه زیبا گالری عکس و والیبرhdدرایران گالری عکس و والیبرhdدرایران تبلیغات
  • نویسنده :
  • چهارشنبه یکم مرداد 1393 ساعت: 21:13
  • استادم گفت:

    چرا تو ارزشیابی اساتید بهم 12 دادی؟

    بهش گفتم:

    من به شما 12 ندادم شما خودت 12 گرفتی:|

    هاااااای دلم یکم خنک شد. 

     

    طرح جدید ایرانسل برای ماه رمضان : با ارسال کلمه ی Moft به 8080 هر روز از نذری ها و افطاری کلیه مساجد با خبر شوید

     

    امروز برا گوشیم اس ام اس امده بود،از طرف °MARYAM° . . منم کنجکاو شدم بازش کردم و دیدم نوشته .... . . . . ببخشید چاره ای نداشتم دیدم پیامک هامو نخونده پاک میکنی، خواستم ببینم کلا اینجوری هستی یا نه! ^با تشکر ایرانسل ^

     

    چند ساله دیگه مثلن از یکی میپرسی شما کجایی هستید ؟؟ میگه : . . . . . . . .ما اصالتن یاهومسنجری هستیم: | ولی خودم تو فیس بوک بزرگ شدم

     

     

    در خونه رو میزدن!

    دخدر داییم ی سالشه!

    جواب داد : کیه!؟

    زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!

    من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!

    گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم

     

     

    مادر بزرگم میگه: این بنده خدایی که با ظریف مذاکره میکنه شصت کیلو هم نیست چرا بهش میگن کاترین هشت تُن؟!!!

     

     

    مهم نیس امریکا حمله کنه. مهم اینه که هند حمله نکنه!

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    کى میخوإد جلو آمیتاپاچان و جبارسینگ رو بگیره؟:| :))))))))

     

     

    دختره تو ویچت پی ام داده : ماشین که عکسش تو آلبومته مال

    خودته؟

    .

    گفتم : آره

    .

    گفت : میخوره پسره خوبی باشی.

    گفتم : البته بی پول شدم فروختم

    .

    گفت : ولی فکر کنم به درد هم نخوریم !! |:

    .

    گفتم : البته باز پول دار شدم یه مدل جدیدتر گرفتم !!..

    .

    دختره :چرا با

    احساسات من بازی میکنی عاخه ........ !!?

    .

     من کشته این احساسات

    پاکتونم :))

     

     

     

    دختره تو ماه رمضون اسید پاشیده تو صورته خودش

    .

    .

    .

    .

    ک سال دیگه بره برنامه ماه عسل احسان علیخانی رو از نزدیک ببینه

     

     

     

    مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری،

    بعد با اجازه ی عروس و داماد خانواده هاشون رفتن تو اتاق با هم آشنا بشن !

     

     

     

    یکی از فانتزیام اینه که یه شرکت بزرگ الکترونیک راه بندازم

    اسمشو بزارم “خربزه مشهدی” بعد با شرکت “اپل” رقابت کنم :|

     

    نظرات پست
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic