@ مجله اینترنتی رییس @ - در دادگاه خانواده ( طنز )

جملات کوتاه زیبا گالری عکس و والیبرhdدرایران گالری عکس و والیبرhdدرایران تبلیغات
  • نویسنده :
  • دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394 ساعت: 11:45
  • مطالب طنز و خنده دار,طنز طلاق






    حاج آقا(قاضی): خودتونو کامل معرفی کنید…

    - شوهر: کاظم! برو بچ بهم میگن کاظم لب شتری! دیلپم ردی! ۲۳ ساله!

    - زن : نازیلا! لیسانس هنرهای تجسمی از دانشکده سیکتیروارد فرانسه! ۲۰ ساله!

    – حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شدید؟

    - شوهر : عرضم به حضور اَ نورت حاجی! ایشون مارو پسند کردن!

    مام دیدیم دختر خوبیه گرفتیمش!!!

    - زن: حاج آقا می بینین چه بی چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست!

    - شوهر: حاجی چرت میگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهیه کامل!

    – حاج آقا : جرمت چی بود؟

    – شوهر : حاجی جرم که نمی شه بهش گفت!

    داش کوچیکم حرف گوش نمیکرد … مختوع النسلش کردم !

    - زن : حاج آقا می بینین چقد بی احساسه !


    - حاج آقا : خواهر من شما به چه دلیلی تقاضایه طلاق کردین ؟

    - زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله که ازدواج کردیم ولی این آقا اصلا عوض نشده!

    - شوهر : دهه ! بابا بکش بیرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟

    - حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اینکه ایشون عوض نشده میخواین طلاق بگــــــــیرین؟

    - زن : حاج آقا اولش فکر میکردم درست میشه ! گفتم آدمش میکنم ! مدرنش میکنم !

    حـاج آقا این شوهر من نمیفهمه تمدن چیه ! نمیدونه مدرنیسم چیه!

    - شوهر : بابا! را به را گیر میده ! این کارو بکن ! این کارو نکن !

    این لباسو بپـــوش !! اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !

    - زن : حاج آقا به خدا منم تو فامیل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شیک ترین لباسارو بپـوشه!

    - شوهر : حاجی میخوایم بریم خونه اون بابای قالپاقش !!!

    گیر میده میگه باید کروات بزنی ! به مولا آدم با کروات یبوست میگره !

    نفسمون میات بالا ولی پایین رفتنش با شابدوالعظیـــمه !

    حاجی ما از بچگی عادت داشتیم دو سه تا تکمه مون وا باشه !!

    - حاج آقا : خواهر من حق با ایشونه !

    - زن: حاج آقا بهش میگم تو خونه زیرشلواری نپوش ! یکی میاد زشته ! حد اقل شلوارک بپوش!

    - شوهر : حاجی من اصن بدون زیرشلواری خوابم نمی بره ! بابا چاردیواری اختیاری !

    - حاجی جونم برات بگه که گیر داده خفن که سیغار نکش !

    رفته برام پیپ خریته ! آخه خداییـــش این سوسول بازیا به ما میات؟!!

    - زن : حاج آقا شما نمیدونین من چقدر سعی کردم حرف زدن اینو درست کنم ! نشد که نشد !

    - شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت کنیم !

    دیــــگه روم نمیشه جولو بچه محلا سرمو بلند کنم !

    حاجی خسته مونده از سر کار میام خونه به جای چایی واسه من کافی شاپ میاره ! درســته آخه ؟!

    حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ کیلو کم کردم ! از بس که از این غذا تیتــیشـیا داده به خورده ما!!!

    لازانتـیا و بیف استراگانورف و اسپاقرتی و از این آت آشغالا

    حاجی هرکی یه سلیقه ای داره ! خب منم عاشق آب سیرابی با کیک تیتاپم !!!

    - زن : حاج آقا یه روز نمی شه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وثیقه آزادش کردیم …

    - شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! کسی نیگا چپ بهش بکنه ! ... !!!

    – حاج آقا:خب شما که اینهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتین چرا با هــــــــم ازدواج کردین ؟

    – زن : عاشقش بودم ! دیوونش بودم ! هنوزم هستم... !!!
    نظرات پست
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic