تبلیغات

@ مجله اینترنتی رییس @ - داستان وقتی میگن زن شیطون رو هم درس میده

جملات کوتاه زیبا گالری عکس و والیبرhdدرایران گالری عکس و والیبرhdدرایران تبلیغات
  • نویسنده :
  • پنجشنبه پانزدهم مرداد 1394 ساعت: 20:15
  • زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را....
    برای دیدن بقیه به ادامه مطلب مراجعه کنید
    زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
    شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
    پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
    پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
    سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
    زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
    چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
    و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
    سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
    و آن زن گفت :کمی صبر کن
    نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
    شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
    آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
    همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
    و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!
    نظرات پست
    این نظر توسط http://gilbert3fletcher91.jimdo.com در تاریخ شنبه سی و یکم تیر 1396 18:42 ارسال شده است
    Keep on working, great job!

    این نظر توسط http://andraoktavec.wordpress.com/ در تاریخ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1396 02:16 ارسال شده است
    I've been surfing on-line greater than 3 hours these days,
    but I never found any fascinating article like yours.
    It is beautiful value enough for me. In my view, if all web owners and bloggers made good content as
    you probably did, the web might be a lot more helpful than ever before.

    این نظر توسط resonantdisease49.exteen.com در تاریخ سه شنبه دوم خرداد 1396 06:09 ارسال شده است
    Hi there, after reading this remarkable piece of writing i am as well glad to share my know-how here with mates.

    این نظر توسط BHW در تاریخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1396 18:45 ارسال شده است
    whoah this weblog is great i love reading
    your articles. Keep up the good work! You realize, lots of
    individuals are looking around for this info, you can help them greatly.

    این نظر توسط BHW در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1396 23:13 ارسال شده است
    Stunning story there. What happened after? Good luck!

    این نظر توسط BHW در تاریخ شنبه دوازدهم فروردین 1396 20:01 ارسال شده است
    hello!,I love your writing so much! proportion we keep up a correspondence extra approximately your article on AOL?
    I need a specialist on this area to solve my problem.
    Maybe that is you! Taking a look forward to see you.

     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر