@ مجله اینترنتی رییس @ - مطالب - خادم -

جملات کوتاه زیبا گالری عکس و والیبرhdدرایران گالری عکس و والیبرhdدرایران تبلیغات
  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 22:40
  • طنز, نخود هر آش, دامپزشک

    یه روز گاو پاش می شکنه دیگه نمی تونه بلند شه، کشاورز دامپزشک میاره. دامپزشک می گه اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش بایسته گاو رو بکشید.

     

    گوسفند اینو می شنوه و میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو گاو هیچ حرکتی نمی کنه... روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو رو پات بایست باز گاو هر کاری می کنه نمی تونه بایسته رو پاش.... روز سوم دوباره گوسفند می ره میگه سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی.

     

    گاو با هزار زور پا میشه..صبح روز بعد کشاورز میره در طویله و می بینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر می گرده می گه گاو رو پاش وایساده جشن می گیریم... گوسفند رو بکشید.

     

    نتیجه اخلاقی:
    خودتو نخود هر آشی نکن

  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 22:11
  • گروه لاین در ایران اینجوریه.....

    رامین : سلام بکس :)
    رامین : چرا کسی جواب نمیده ؟
    رامین : اوکی فهمیدم کسی نیست؟ بای 


    چند ثانیه بعد.

    ساناز : پخخخخ


    علی : سلام خانوم
    حسین : سلام گلم
    حامد : سلام عشقم
    مهدی : سلام خوشگله
    جعفر : سلامممم
    اصغر : های خانومم
    محمد : سلام ب روی ماهت
    اشکان : سلام خوش اومدی
    مهران : سسسسسﻻممم.
    زهرا : سلام اجی
    ساناز :س

    دختر ندیده های بدبخت.... براساس داستان واقعی...:|
  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 22:10
  • دیگه شورشو در آوردن

     

    اول میگفتن mersi

     

    بعد شد merc

     

    بعد شد mer۳۰

     

    بعد شد mer۲۰+۱۰

     

    دیروز یکی برام پیغام فرستاده ۱۰-۱۵+{۲\ (mer{ (۱۰+۴۰

     

    فکر کنم ۲ سال دیگه معادله ۶ مجهولی و انتگرال میفرستن!

     

    خب بگو ممنون چه کاریه اخه :|

  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 21:53
  • اس ام اس، جوک ، طنز جدید و با حال

    یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، … ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!
    مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه.
    رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه.
    مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!
    یکی از ملانصرالدین می پرسه چه جوری جنگ شروع می شه؟
    ملا بدون معطلی یکی می زنه توی گوش طرف و میگه اینجوری!
    معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟
    شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!
    مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد
    علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!
    معلم: بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟
    شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت!!!
    معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟
    شاگرد: دندان مصنوعی است
    یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم!
    یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.
    می دونی ب.م.م یعنی چی؟ یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترك.
    حالا می دونی م.ب.ب یعنی چی؟ یعنی مربا بده بابا.
    یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!
    دکتره تازه فارغ التحصیل شده بوده! برا مریضش قرص می نویسه، می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!
    جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟

  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 21:44
  •  روز و شب با خودت نرو هی ور
    با تو هستم ، بله ، شما ... دختر
    قلب تو گرچه واقعا پاک است!


    خواهرم خوشگلی خطرناک است

    با چنان تیپ و این چنین ترکیب

    صورتی مثل کاغذ تذهیب ،

    وقتی از خانه می زنی بیرون


    مرد صدساله می شود دل خون!

    متلک بشنوی تو از حالا

    از جوان های بی سر و بی پا

    آن یکی با دروغ و صد نیرنگ



  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 21:44
  • اینجاست که شاعر میگه:الهی تب کنم شاید پرستارم تو باشی!!!

  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 21:32
  • گفتم خواهرم حجابت؟؟ - چیزی نگفت...
    .
    .
    .
    دوباره گفتم :خواهرم حجابت؟!
    .
    .
    .
    برگشت و گفت :چی؟؟
    .
    .
    .
    گفتم :اِوااااااا خاک بر سرم!
    .
    .
    .
    تو پسری ؟
  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 21:18
  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 19:11
  • وقتی من به دنیا اومدم پدرم 30 سالش بود یعنی سنش 30 برابر من بود

    وقتی من 2 ساله شدم پدرم 32 ساله شد یعنی 16 برابر من

    وقتی من 3 ساله شدم پدرم 33 ساله شد یعنی 11 برابر من

    وقتی من 5 ساله شدم پدرم 35ساله شد یعنی 7 برابر من

    وقتی من 10 ساله شدم پدرم 40 ساله شد یعنی 4 برابر من

    وقتی من 15 ساله شدم پدرم 45 ساله شد یعنی 3 برابر من

    وقتی من 30 ساله شدم پدرم 60 ساله شد یعنی 2 برابر من

    میترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر شم !

  • نویسنده :
  • پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت: 19:10
  • هــیــــز کیـــــــست؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هیز اون دیوثـــــــــــی هست که :
    همش جلو در مجلس زنونه واستاده می گه:
    برنج به اندازه کافـــــی هست؟!
    نوشابـــــه هست؟

    صفحات سایت
    تعداد صفحات : 109
    ... 6 7 8 9 10 11 12 ...
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات